السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
330
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكند به آن مؤمنينى كه عمل صالح مىكنند ، اين است كه تقدير آيه : « لينذر الذين لا يعملون الصالحات - تا بترساند كسانى را كه عمل صالح نمىكنند » بوده باشد ، حال چه آنهايى كه اصلا ايمان نمىآورند ، و يا اگر ايمان مىآورند در عمل خود مرتكب فسق و تباهى مىشوند . در هر حال ، اين جمله بيان مىكند كه چرا كتاب را قيم و مستقيم بر بنده اش نازل كرده ، زيرا پر واضح است كه اگر كتاب خودش مستقيم و براى غير خودش قيم نمىبود نمىتوانست انذار و بشارت باشد . و مراد از « اجر حسن » بهشت است ، به قرينه اينكه در آيه بعدى فرموده : * ( « ماكِثِينَ فِيه أَبَداً » ) * و معناى آيه روشن است . * ( « وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً » ) * . مقصود از اينان عموم كسانى هستند كه بت پرستيده معتقد بودند كه ملائكه پسران يا دختران خدايند ، و چه بسا از اينان كه در باره جن و مصلحين از بشر ، چنين اعتقادى داشتهاند . و نيز مقصود نصارى هستند كه مسيح را پسر خدا مىدانستند . هر چند كه از نظر اينكه قرآن كريم به يهود نسبت داده كه عزيز را پسر خدا مىدانستهاند يهود نيز مشمول آيه هست . انذار را در خصوص كسانى كه گفتند خدا براى خود فرزند گرفته ، تكرار كرد تا مزيد اهتمام را در خصوص ايشان افاده نمايد . * ( « ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ . . . » ) * . از آيه شريفه « أَنَّى يَكُونُ لَه وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَه صاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ » « 1 » استفاده مىشود كه مورد بحث آيه معتقد بودهاند خدا حقيقتا فرزند گرفته و فرزنددار شده است . لذا در آيه مورد بحث آن را با دو جواب رد مىكند : يكى اينكه اين سخن را از روى نادانى زدهاند ، و علمى بدان ندارند ، دوم اينكه دروغ مىگويند . جمله : * ( « ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ » ) * رد بر همگى ايشان از خلف و سلفشان است ، و ليكن چون ايشان علم به اين نظريه را به پدران خود احاله داده مىگفتند « اين دين ، دين پدران ما است ، و آنها بهتر از ما مىانديشيدهاند ، و ما جز اينكه پيروى ايشان كنيم حق اظهار نظرى نداريم » لذا خدا ميان آنان و پدرانشان فرق گذاشته ، ابتدا از ايشان نفى علم نموده و سپس از
--> ( 1 ) از كجا براى او فرزند مىشود و حال آنكه زن ندارد چون هر چه از زن و مرد و هر مخلوق ديگر كه هست او خلق كرده . سوره انعام ، آيه 101 .